شاد باش نه یک روز بلکه هزاران سال ، بگذار آوازه ی شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند آنان که بر غمگین کردنت شرط بسته اند.

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود.
علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟